آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

سه شنبه8بهمن92(شروع تغییر کلاس)

1392/11/8 11:54
نویسنده : مامان نسرین
332 بازدید
اشتراک گذاری

                                            

"مامانی! امروز خاله مرضیه من رو برد کلاس خاله منظر" این جمله رو آویسا تو ماشین موقع برگشت در حالی که طبق معمول کلیه لباس های گرم رو از تنش خارج کرده بود و در حال تناول یه عدد شکلات بود و تقریباً به همه جا مالیده بود به من گفت.

"چقدر خوب دخترم. دیگه بزرگ شدی.خاله منظر هم خیلی مهربونه." و اون در حالی که اخم کرده بود و برای لحظه ای از شکلات خوردن دست کشید و گفت:من فقط خاله سهیلا دوست دارم. و من هنوز موندم که چه کنم از این عشق بین تو و خاله سهیلا که تا زمانی که مهد هستی مامانی صداش میکنی.سوال

صبح امروز هم تا رفتی تو کلاست خاله مرضیه گفت:آویسا دیگه بزرگ شده مامانش داره میره کلاس بالاتر. اونم یه اخمی کرد و رفت سمت خاله سهیلا. خاله سهیلا هم در تایید حرف خاله مرضیه گفت: دخترمون دیگه بزرگ شده.آویسا تا این حرف رو شنید زد زیر گریه و اومد بغلم که چی"من نمیرم کلاس و بریم خونه". بیچاره بچه م جدایی از مامانش کمه حالا از این کلاس به اون کلاسم باید اذیت شه.بعضی وقت ها فکر می کنم خیلی ظالمم...ناراحت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مانی محیا
8 بهمن 92 16:03
ایشالا درست میشه. محیا رو بگو که در نبودش همه رفتن کلاس بالاتر. دخترم برگرده چه خواهد شد؟؟؟؟
مامان نسرین
پاسخ
ممنون عزیزم.واقعاً بیچاره بچه های ما
مامان صدف
19 بهمن 92 9:41
منم دلم میخواد همیشه تو کلاسی که خاله سهیلا اونجاست باشم چه برسه به این فینگیلیا. ولی خیلی زود به خاله منظر هم همون حسو پیدا میکنه. خاله منظر عشقه
مامان نسرین
پاسخ
خداکنه عزیزم.الان که هیچ جوری راضی نمیشه